سيد احمد على خسروى

200

راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )

در علاج خفقان است و بارهنگ و سيب است و ادوية معتدله لسان الثّور و بيجازق و ذهب و فضّه است معالجه خفقان بدستور قديمة بدان كه خفقان يا مادّى است سبب آن و آن مادّه يا خون است به اين معنى كه علامات خفقان دموى مذكور در اين پيداست از ضعف و انحلال قوّه و آب شدن بدن و ظهور خفقان با ساير علامات غلبه خون كه گذشت در اوائل كتاب پس در معالجه آن بايد ابتدا كنند بفصد كردن از رگ باسليق دست راست و بعد از كم كردن خون بخورانند به مريض از مطبوخ صندل سفيد و زرشك سياه و بنفشه از هريك دو مثقال و بارهنگ نيم مثقال و زعفران چهار نخود و گل گاو زبان يك مثقال كه با شكر سفيد بقوام آورده باشند چند روزى مداومت نمايند و اگر بنيه مريض قوى باشد و مرض هم رو بانحطاط نگذارد بخورانند به مريض از اقراص كافورى كه ذكر مىشود يا از حبهاى بدل مرواريد كه حب كافورش مىگويند و گذشت در اوائل كتاب بدهند به مريض بانضمام خوردن ؟ ؟ ؟ ارطبيخ زعفران با آن حب و بمالند به سينه مريض صندل سائيده يا كافور و كلاب و ترك ننمايند اين ضماد را بخصوص از ماليد با گلاب و آب ؟ ؟ ؟ و غذا دهند باينگونه مرضى كه برنج ضبح ؟ ؟ ؟ شن با زرشك و آلو و يا با انار كه به اينها غذاى زرشكيته مىكوبيد و بياشامانند به مريض شربت عناب